تبليغاتX
پروین کابلی

پروین کابلی

دبیر اجرائی سازمان آزادی زن

مصاحبه با پروين کابلى در مورد تشکيل حزب زنان سوئد

باید جنبش زنان یکبار دیگر دوستانش را میان جنبش سوسیالیستی پیدا کند

آزادى زن، هفته گذشته يک حزب زنان در سوئد اعلام موجوديت کرد، ميخواستم نظر شما را در اين رابطه بدانم؟

پروين کابلى: بله، هفته گذشته " ) "Feministiskt initiativابتکار فمنيستى که مختصرا FI خوانده ميشود) در سوئد با يک کنفرانس مطبوعاتى پر سرو صدا در محل پارلمان سوئد، موجوديت خود را اعلام کرد. مفسرين سياسى، انتخاب پارلمان، بعنوان محل برگزارى کنفرانس مطبوعاتى اين گروه جديد به سردمدارى گودرون شيمن سخنگوى سابق حزب چپ را نشانه هدف قرار دادن فمنيست ها براى تصرف پارلمان و شرکت در انتخابات پائيز آينده سوئد دانستند.

اعلام تشکيل يک حزب فمنيستى از مدتها پيش، يعنى بعد از خروج گودرون شمين از حزب چپ قابل پيش بينى بود. اما اکنون که اين گروه فعاليت خود را رسما و علنا آغاز نموده و تمام آمارگيريها و نظر سنجى هاى هفته هاى اخير سخن از مارش بدون مانع اين گروه به درون مجلس در پائيز آينده خواهد بود، بايد تمام گرد و غبارهاى اين اعلام موجوديت پر سر و صدا را کنار زد و ديد که گروه شمين ميخواهد چکار کند و کدام مسائل اساسى را در سر لوحه پلاتفرم خود براى از بين بردن مردسالارى قرار داده است.

آزادى زن: آيا ابتکار فمنيستى(َFI) اعلام کرده است چه چيزى را ميخواهد تغيير دهد و چکار ميخواهد بکند؟ آيا پلاتفرم سايسى خود را منتشر کرده اند؟

پروين کابلى: ابتکار فمنيستى هنوز هيج پلاتفرم سياسى را ارائه نداده است. آنها تلاش دارند که نشان دهند گروهى هستند که ترکيبى از طيفهاى مختلف سياسى از حزب چپ تا حزب مردم و محقيقين مسائل زنان را در خود جاى داده اند. ميخواهند نشان دهند که قدرت در سوئد در دست مردان است و گفته اند که تصميم دارند در انتخابات دوره آينده شرکت کنند.

گوردن شيمن چهره اصلى اين گروه است. وى قبلا رهبر حزب چپ بوده و سالهاست در صندليهاى مجلس نشسته و ميداند چه ميخواهد و ديگران چه ميگويد. شيمن در شرايطى از حزب چپ رفت که جريان موسوم به سنتگراها که خود را چپ و سوسياليست ميدانست، در مقابل راست درون حزب که شمين يکى از آنها بود، خود را منسجم نمود. شيمن به مانند يک سياستمدار زيرک و با هدف ميدانست که جاى پاى محکمى در حزب چپ برايش باقى نمانده و قبل از برگزارى کنگره رسما از حزب کناره گيرى نمود، ولى صندلى نمايندگى خود را در پارلمان تا دور بعدى حفظ کرد.

ابتکار فمنيستى يک ابتکار فمنيستى است. اهداف فمنيستى اهداف و آمال مستقيم آن است. ميخواهد با مردان سفيد پوست صاحب منصب و موقعيت مبارزه کند. تعدادى صندلى در پارلمان وجود دارد که اين جريان هم سهم خود را از اين صندليها ميخواهد. ميداند که در انتخابات آينده اوضاع سياسى ناروشنى وجود دارد. ميداند که احزاب سياسى از حزب سوسيال دمکرات گرفته تا حزب محافظه کار و حزب سوسيال مسيحى در طول همين دوره از لحاظ پلاتفرم سياسى و حمله به سطح معيشت مردم آنچنان به هم نزديک شده اند که تشخيص آنها از همديگر براى راى دهندگان تقريبا غير ممکن شده است. ابتکار فمنيستى اين را ميداند و ميخواهد از اين اوضاع به نفع خود استفاده کند.

آزادى زن: اما سوال اين است که آيا منفعت اين گروه با منفعت زنان در سوئد يکى است و آيا اينان نمايندگان جنبش زنان هستند يانه؟

پروين کابلى: ابتکار فمينيستى يک گروه فشار فمينيستى به احزاب در پارلمان است. ميخواهد بيشتر از آنها زهر چشم بگيرد. نگاه به بالا دارد و هنوز در مورد پائينى ها که ظاهرا ميخواهد اوضاعشان را تغيير دهد چيزى نگفته است.

ابتکار فمنيستى در مورد زنان و چگونگى مبارزه عليه افزايش خشونت بر زنان، مادران تنها که جزء فقير ترين اقشار مردم در جامعه سوئد هستند، دستمزدهاى نابرابر، تقسيم هر چه بيشتر مشاغل به زنانه و مردانه، تجاوزهاى جنسى و بسيارى مسائل ديگر صحبتى نکرده است. به نظر من به طور واقعى تغيير در اين اوضاع به اين ربط دارد که طبقه کارگر و چپ جامعه در مقابل حمله سرمايه دارى به طبقات کم در آمد که زنان هم جزو آن هستند چگونه خود را سازمان ميدهد. در گذشته بخشى از جنبش زنان خود را به مبارزات طبقه کارگر و چپ جامعه ربط ميداد. در سالهاى اخير اين رابطه کمتر و کمتر شده است. يک دليل اصلى آن را بايد در نبود يک آلترناتيو راديکال و مترقى جستجو کنيم و در رهبران مبارزات کارگران و اتحاديه هاى آن. که البته اين يک بحث بسيار مفصل ترى را ميطلبد. اما يک دليل ديگر آن را بايد نفوذ افکار نئوليبراستى در جنبش زنان ديد. اگر تا ديروز رهبران جنبش زنان يک پايشان به جنبش سوسياليستى بند بود و اگر بسيارى از رفرم هاى دههاى ٥٠ و ٦٠ را بايد مديون اين مبارزات و اين دوران بود، امروز رهبران ليبراليسم نو در جنبش زنان تلاش ميکنند که هرگونه رابطه اى با ديگر طبقات محروم را مانع شوند. ابتکار فمنيستى(FI) چنين هدفى را دارد.

ابتکار فمينيستى نميخواهد در مورد گذشته جنبش فمينيستى صحبت کند. ميداند که بخشى از اين جنبش را بايد در جنبش سوسياليستى و مبارزات طبقه کارگر پيدا کند. خود را نماينده زنان در سوئد ميداند ولى طرفدارانش را به گفته رسانه ها بيشتر زنان طبقه متوسط بين ٣٠ تا ٥٠ ساله تشکيل ميدهند. در يک کلام ميتوان گفت که اينها هم يک گرايش راست در جنبش زنان هستند که ميخواهند در اوضاع موجود سهيم باشند.

آزادى زن: پيش بينى شما چيست؟ آيا فکر ميکنيد که اينها موفق خواهند شد و ميتوانند به مجلس راه يابند و بعنوان يک آلترنايتو خود را مطرح کنند؟

پروين کابلى: فعلا که همه نظر سنجى ها به نفع آنهاست. اگر امروز انتخابات بود حتما به پارلمان راه ميافتند. بايد منتظر بود و پلاتفرمشان را ديد که چه ميخواهند. بعيد ميدانم که بتوانند به يک حزب جدى براى تغيير در زندگى زنان تبديل شوند. ممکن است تعدادى از آنها در انتخابات آينده به مجلس راه يابند. اما چيزى که مهم است که بايد متوجه اين نکته بود که اين يک جريان مبارز و راديکال نيست که به ميدان آمده است و حضور احتماليش هم در پارلمان به معناى برحق بودن آن نيست. واقعيت اين است که همانطور که گفتم اينها دنبال سهم خود از قدرت سياسى حاکم هستند و بايد ديد که چقدر از اين سهم را خواهند گرفت. چيزى که مهم است اين است که فاصله ميان فقير و غنى، دارا و ندار هر روز در جامعه سوئد بيشتر ميشود. پلاتفرم مشترک نوشته نشده احزاب سياسى باز پس گرفتن دستاوردهاى دهه هاى قبل است. حمله به سطح معيشت و رفاه کارگران و زحمتکشان در چند سال گذشته شدت بيسابقه اى به خود گرفته است. داستان "رفاه براى همه"، در حال فراموش شدن است. اين شرايط نيروهاى جدى و راديکالى را ميطلبد که بتوانند اين اوضاع را تعريف کنند و راه برون رفت از آن را نشان دهند. ابتکار فمنيستى نه به اين جنبش راديکال تعلق دارد و نه در نزديکى آن است. ابتکار فمنيستى ظرف جمع آورى راى افراد ناراضى احزاب راست و چپ در لباس زنانه است. اما امر رهايى زنان همچنان بقوت خود باقى است.

آزادى زن: با وجود همه اين حرفها بعضيها مى گويند زنان سياستمداران دلرحم ترى هستند و ممکن است سرکار آمدن حزب زنان در سوئد بتواند تاثيرات مثبتى در سياستهاى اين کشور بگذارد. نظر شما چيست؟

پروين کابلى: بله اين هم يک استدال است. اگر معتقد باشيم که زنان به طبقات متعلق نيستند. چون زن هستند پس تصميمات بهترى ميگيرند. خمينى و هيتلر چون مرد بودند پس چنين تصميماتى گرفتند. ولى ظاهرا تمام مثال هاى تاريخى عکس اين مسئله را نشان ميدهد. در تمام اروپا در سالهاى اخير وزراى زن بيشتر شده است. اما همزمان خشونت عليه زنان، بيکارى و فقر آنها بيشتر شده است. مارگارت تاچر يک نمونه کلاسيک اين ادعا ميباشد. در همين سوئد وزير مهاجرت يک زن است. راست ترين تصميمات در مورد مهاجرين (که شامل زنان پناهجو هم ميشود) زير سايه ايشان به تصويب رسيده است. تاثير مثبت در سياستهاى دولت ها و بالا رفتن سطح معيشت مردم و بالاخص زنان ربط مستقيم به مبارزات مردم دارد. هر چه مبارزه راديکال تر باشد سطح زندگى مردم و دستاورد مبارزاتى آنها بالاتر ميرود. مدير عامل بودن زنان دليل پائين رفتن آمار بيکار در ميان زنان نخواهد بود. حمله به دستاوردها و سطح زندگى و رفاه مردم يک وجه آن بسته به مغشوش شدن صف دوستان و دشمنان مردم است. فمنيست ها دشمنان زنان را سرمايه دارى و حمله سرمايه دار به زندگى زنان نميدانند. يک تم اصلى مبارزه فمنيست ها زير عنوان خشونت مرد عليه زن پيش ميرود. هدف اين مبارزه مردان هستند. نه جامعه سرمايه دارى که نکبتش و خشونتش سراسر زندگى انسانها را گرفته است.

آزادى زن: شما هفته پيش مطلبى داشتيد در مورد اينکه جنبش فيمينيستى يک جنبش رنگ باخته در اروپا است، اينکه اکنون يک حزب فمينيستى تشکيل شده و دارد بقول خودتان به درون مجلس مارش مى کند، آيا خلاف ادعاى قبلى خودتان نيست؟

پروين کابلى: نه ابدا، برعکس من فکر ميکنم که اينها دارند در يک بازى سياسى احزاب براى جمع کردن راى در لباس زنانه شرکت ميکنند. اينها آخرين رمق هاى اين جنبش است. وقتى که وارد مجلس شد رسالتش تمام ميشود. چون در قدرت شريک شده است. دوران تغييرات يک قدمى تمام شده است. رفرميستها فشار خود را آورده اند. اکنون دوران پس گرفتن اين دستاوردها است. با حمله به مردان نميشود جلو حمله سرمايه را به سطح معيشت مردم و زنان گرفت. بايد به سرمايه و خشونت ناشى از آن حمله کرد. آنرا هدف قرار داد.

اين حزب، حزب فشار خواهد بود با زندگى واقعى زنان فقير و مادران تنها فرسنگها فاصله خواهد داشت. تغيير در اوضاع زنان فقط با تغيير در نظام اجتماعى ميسر ميباشد. بايد جنبش زنان يک بار ديگر دوستانش را در ميان جنبش سوسياليستى که براى تغيير اين اوضاع کمر همت بسته اند پيدا کند. بهتر شدن زندگى انسانها امر هم زنان و هم مردان است.

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 18:36  توسط پروین کابلی  | 

ما در حال تبدیل شدن به یک سازمان توده ای هستیم

گفتگو با پروین کابلی

 

 

آزادی زن:  امروز نشست ساز برگزار شد. یک جلسه بسیار جالب که میتوانم بگویم یک کنفرانس بود. قبلا از اینکه سوالاتم را مطرح کنم میخواستم به شما برای سازماندهی خوب این جلسه تبریک بگویم. واقعا خسته نباشید.

 

پروین کابلی:  متشکرم. منهم موافقم جلسه خیلی خوبی بود.  باید بویژه  از دو تن از اعضای شورای مرکزی در ساز تشکر کرد. شهلا نوری و ترانه حسینی که از مدتها قبل تدارک این جلسه را دیدند و سازما ن دادند. بدون کمکهای این دوستان برگزاری خوب این جلسه امکان پذیر نبود و همچنین دیگرانی که همان روز آستین ها را بالا زدند و کمک کردند، مثل آناهیتا ناصری؛ شراره نوری؛ نازنین صدیفی و بسیاری دیگر که از همه صمیمانه تشکر میکنم.

 

آزادی زن: در این جلسه غیر از اعضای شورا بیش از 40 نفر از فعالین و دوستا ن سازمان آزادی زن دعوت داشتند و مهمانانی هم داشتید. چرا تصمیم گرفتید که این نشست را چنین وسیع برگزار کنید؟

 

پروین کابلی: ما ابتدا قرار شد که فقط  تعداد محدودی را برای شرکت در نشست شورای مرکز دعوت کنیم. شاید حدودا پنج تا شش نفر بودند. وقتی که لیست بحث های اعضای شورای مرکزی بدست من رسید و دیدم که روی موضوعات بسیار جالبی  قرار است بحث شود حیفم آمد که این بحث ها فقط در محدوده تعدادی بماند و بویژه که تعدادی از فعالین ما کسانی هستند که اخیرا به ما پیوسته اند و بهمین دلیل شرکت آنها را برای شنیدن این بحث ها مفید دانستیم  و تعدادی هم از اعضا که شنیده بودند که قرار است نشست شورا برگزار شود خواهان شرکت شدند که ما هم استقبال کردیم. به نظر من جلسه خوبی بود و دوستانی که شرکت کردند هم توانستند از بحث های ارائه شده استفاده کنند و هم در جریان کل فعالیت های ساز قرار بگیرند.

 

 

آزادی زن: این نشست را چگونه ارزیابی میکند؟

 

پروین کابلی:  این نشست به نظر من نمایی از واقعیت امروز جنبش زنان در ایران را به نوعی نشان میداد. جنبشی که تلاش فراوان نموده ؛ پیروزی ها مشخصی را بدست آورده و اکنون مشغول آماده کردن خود برای  یک شرایط بسیار سرنوشت ساز دور آتی است .  در هشت ماه گذشته  تمام تلاش ما برای سازماندهی در داخل و خارج بوده است و در این راه موفق بوده ایم و قدمهای مهمی برداشته ایم . اما روند جنبش عمومی در ایران و سیری که تحولات ایران نشان میدهد و تماسهایی که فعالین مختلف زنان در عرصه های مختلف با ما میگیرند نشان میدهد که ما در حال تبدیل شدن به یک سازما ن توده ای برای پیش برد امر زنان در ایران هستیم. همین وظایف جدیدی را در مقابل ما قرار میدهد که باید برای این خود را سازمان دهیم.

 

آزادی زن: منظورتان از تبدیل شدن به یک سازمان توده ای چیست و این ارزیابی را از چه مشاهداتی نتیجه میگیرید؟

 

پروین کابلی: ببینید در ماههای اخیر دو گروه اساسا به ما روی آورده اند، یکی زنان جوانی که شرایط زندگی در ایران برایشان روز به روز غیر قابل تحمل تر میشود و بدلیل سیستم ممکلت، قوانین آن، تبعیض جنسی آشکار و غیره وارد یک مبارزه جدی بر علیه جمهوری اسلامی میشوند. و دیگری زنان و حتی مردانی که از طریق پخش برنامه های تلویزیونی آزادی زن با ما آشنا شده اند. اینها برنامه های ما در جمع های خانوادگی می بیننند و بعدا روی بحث های آن موضع میگیرند و یا سوال برایشان پیش میاید و بلاخره تعدادی از این جمع تصمیم میگیرند با ما تماس بگیرند. مسئله دیگر هشت مارس امسال بود. ما توانستیم امسال ٨ مارس را به یک جنبش عمومی و مردمی تبدیل کنیم. ٨ مارس دیگر اکنون روز اعتراض فعالین زن نیست بلکه دهها گروه و خانواده درکوچه و محل کار و خانواده  این روز را گرامی داشتند و یا به استقیال آن رفتند. این خود یک موفقیت بزرگ برای ما بود و دیگر اینکه کمپین هایی که برای کسانی مثل افسانه نوروزی و یا کبرا رحمانپور، حاجیه اسماعیل وند، عاطفه رجبی و غیره سازمان دادیم .

 

 خود این ها همیشه باعث میشود که تعداد جدیدی را به ما وصل کند و یا خواهان ارتباط با ما میشوند و یا از ما میخواهند که برایشان  نشریاتمان را بطور مدام ارسال داریم. این تصویری که دادم دوسال پیش به این شکل نبود. خود همین نشانه این است که جنبش رادیکال و برابری طلب زنان خواهان متشکل شدن است و این کاری است که سازمان آزادی زن از همان آغاز کار خود به عنوان هدف اصلی خود قرار داده است.

 

آزادی زن: شما در مورد سازماندهی صحبت کردید. غیر از این چه عرصه هایی از فعالیت را میتوان نام برد که سازمان آزادی زن امروز به عنوان عرصه های کار خود تعریف کرده است؟

 

پروین کابلی:  سوال سختی است. گاها مسائلی پیش میاید که قابل پیش بینی نیست  و باید برای آن کار کرد. اما بطور روتین در این دوره این عرصه ها را توانسته ایم بپوشانیم مثل انتشار هفته نامه آزادی زن به قارسی، نشریه انگلیسی، برنامه های تلویزیونی،  شرکت در جلسات سخنرانی چه آنهائی که خودمان سازمان داده ایم و چه به دعوت موسسات مختلف. راه انداختن کمپین هایی در رابطه با احکام سنگسار، اعدام، کمپین ویژه ٨ مارس، کمپین علیه دادگاههای شریعه، تشکیل میز های اطلاعاتی بوسیله جمع های آزادی زن، شرکت در کنفرانس پکن بعلاوه ١٠ نوشتن مقالات در رابطه با موقعیت زنان در ایران و انتشار آن به زبانهای مختلف، ملاقات با سازمانها و نمایندگان پارلمان و احزاب در رابطه با وضعیت حقوق بشر و زنان در ایران، برگزاری جلسات پالتاکی از طرف اعضای شورای مرکزی سازمان آزادی زن، ارسال نشریه ساز به صدها آدرس و غیره همه عرصه ها مختلفی از فعالیت های روتین ما را نشان میدهد.

 

آزادی زن: چه تصمیماتی گرفته شد و چه قرارهایی تصویب گردید و جهت گیری آینده چه خواهد بود؟

 

پروین کابلی: طبعا روی مسائل بسیاری صحبت کردیم که بتوانیم برای دوره آینده با توجه به  اوضاعی  که در راه است با آمادگی بیشتری عمل کنیم و امر سازماندهی در داخل ایران را با تکیه بر یک جنبش توده ای سازماندهی کنیم. چند قرار مهم به تصویب رساندیم مثل ایجاد یک تریبونال برای  برای  محاکمه کردن سران رژیم در رابطه  با جنایت علیه زنان و قرار دیگر طومار بین الملی در دفاع از حقوق زنان و قرار سوم در  باره راه انداختن جنبش  توقف ستم بر زن  بود.

 

 

آزادی زن: کل این جلسه را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

پروین کابلی:  به اعتقاد من جلسه خوب و موفقی بود. اگر چه نشست شورای مرکزی بود ولی به یک کنفرانس تبدیل گردید که به غیر از اعضای شورای بیش از چهل نفر مهمان و فعالین ساز در آن شرکت کردند. بحثهای بسیار جالب و متنوعی ارائه گردید و در مورد کار دور آینده بحث های خوبی شد و تصمیمات مهمی گرفته شد. به این لحاظ بسیار موفق بود و دیگر اینکه این جلسه از طرف میدیا مورد توجه قرار گرفت. رادیو سوئد و خبرگزاری اکوت با من تماس گرفتند و در مورد سازمان آزادی زن اطلاعات وسیعی گرفتند. روزنامه یوتبوری پستن هم مصاحبه مفصلی با آذر ماجدی به چاپ رساند که حتما ترجمه این گزارش در نشریه آرادی زن چاپ میشود ولی هم اکنون این مصاحبه روی سایت روزنه میباشد.  

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 18:31  توسط پروین کابلی  | 

مصاحبه با پروين کابلى در باره فستيوال ميخک سفيد

امروز در سوئد گل ميخک سفيد سمبل ضديت با ناموس پرسى ميباشد.

پروين کابلى

آزادى زن: فستيوال ميخک سفيد هفته گذشته در گوتنبرگ برگزار شد. ميخواستيم مقدارى در مورد اين کنفرانس و اهداف آن صحبت کنيد؟

پروين کابلى: امسال سومين سال برگزارى اين فستيوال بود. اين فستيوال از ١٤ ژانويه شروع شد و در سالگرد قتل فاديمه سهيندال که ٢١ ژانويه است به پايان رسيد. فاديمه سهيندال دختر جوانى بود که از طرف خانواده اش مورد تهديد و آزار قرار داشت. فاديمه رسما مسئله خود را به جامعه و رسانه هاى گروهى کشاند و از خانواده اش به دادگاه شکايت برد. بعد از سه سال زندگى مخفى زمانيکه مخفيانه به ملاقات مادر و خواهرانش رفته بود، توسط پدرش به قتل رسيد. اسم اين فستيوال يعنى گل ميخک سفيد از اين لحاظ انتخاب شده که گل مورد علاقه فاديمه بود و در مراسم تشييع جنازه وى بيش از ٤٠ هزار گل ميخک سفيد که از طرف مردم فرستاده شده بود، قرار داشت. امروز گل ميخک سفيد سمبل ضديت با ناموس پرسى ميباشد. در کنفرانس سالانه کمپين دفاع از حقوق زنان در سال ٢٠٠٢ قطعنامه اى به تصويب رسانديم که هر سال ياد فاديمه سهيندال و همه قربانيان ناموسى پرستى را گرامى بداريم. اين فستيوال در اين راستا ميباشد.

آزادى زن: اين فستيوالها چه اهدافى را دنبال ميکند. آيا قتل ناموسى تنها موضوعى است که در اين کنفرانسها مورد بررسى قرار ميگيرد؟

پروين کابلى: اين فستيوالها دو هدف اصلى دارد. اولا ظرفى است براى گفتگو در رابطه با حقوق زنان و کودکان از خانواده هاى سنتى و مرد سالار و موقعيت نابسامانى که اين گروه از جوانان دارند و ديگر بررسى اينکه مقامات مسئول مثل آموزش و پرورش و يا استانداريها که در اين رابطه از طرف دولت ماموريت ويژه دارند، چه کارههايى را انجام داده اند و با چه برنامه ريزى تلاش نموده اند که اين مشکلات را حل کنند و يا سازمانهاى زنان در رابطه با اقدامات دولت چه نظرى دارند. دوما ميخواهد دورنماى يک زندگى بهتر و اميد را به جوانان نويد بدهد که براى تغيير نظرات عقب مانده و سنت هاى کهنه بايد مبارزه کرد. بايد اميد داشت و براى يک آينده بهتر تلاش نمود. بهمين دليل است که ما اين فستيوال را هر سال در روز ٢١ ژانويه، روز قتل فاديمه با اجراى کنسرت جوانان و پيام احزاب سياسى و گل انداختن در کانال مرکزى شهر به پايان ميبريم. ميخواهيم بگويم که عليرغم همه مشکلات و سياهيها، اميد به آينده قويتر و بيشتر است.

آزادى زن: سه سال از قتل فاديمه سهيندال ميگذرد. فاديمه اولين قربانى نبود. پلا اطرشى به کردستان عراق کشانده شد و توسط پدر و عموهايشان به قتل رسيد و تعدادى ديگر هم در اين سالها به قتل رسيده اند، فکر ميکنيد تغييراتى در وضعيت اين دختران پيش آمده است؟

پروين کابلى: در جواب اين سوال شما بايد بگويم که بستگى دارد شما تغيير را چگونه ارزيابى کنيد. به نظر من اتفاقات مهمى افتاده است. مهمترين مسئله اين است که سياستمداران و جامعه، ناموس پرستى را ديگر نميتوانند انکار کنند. کارى که در اوائل ميکردند. چند سال پيش بسيار مشکل بود که به سياستمداران در سوئد و حتى در اروپا قبولاند که فرهنگ ناموس پرستى يک فاکتور جدى در زندگى دختران جوان است و بايد براى آن کارى کرد. دولت هاى اروپايى امروز توجه بيشترى به اين مسئله ميکنند. اما دو مشکل اساسى در اين رابطه وجود دارد. يکى ديدگاهى که تحت عنوان نسبيت فرهنگى عمل ميکند و به اين لحاظ براى حقوق انسان به خاطر انسان بودنشان هنوز تقدم قائل نيست. اين مشکل نه تنها سياستمداران بلکه حتى سازمان هاى حقوق بشر و آکتويست هاى زنى است که در اين رابطه فعاليت ميکنند. البته اين فاکتور به اوضاع سياسى دنيا هم ربط دارد. مماشات دولت هاى اروپايى با اسلام سياسى و جريانات راست و ارتجاعى خود عامل مهمى است که مانع حل اين مشکل است. همه اين مشکلات در مقابل ما قرار دارد و بايد براى آن کار کرد. يکى از پروژه هايى که دولت سوئد و چند دولت اروپايى ديگر روى آن کار ميکنند طرح خانه هاى مخفى براى دختران جوانى است که از دست تهديدات خانواده هايشان فرار ميکنند. من در کنفرانس هاى مختلف در مورد اين طرح و خطرات آن نظرم را گفته ام. ولى فعلا اين يک راه حل است. پليس و ادارات بخش هاى مختلف هم در اين مورد آموزشهاى بسيارى ديده اند که اين خود کمک بزرگى است.

آزادى زن : چرا شما مخالف طرح خانه هاى مخفى براى اين دختران هستيد. مگر نه اينکه حفظ امنيت آنها يک مسئله جدى است؟

پروين کابلى: من به عنوان يک راه حل عاجل مخالف اين طرح نيستم و فکر ميکنم در بسيارى موارد بايد اين کار را کرد. بسيارى از اين دختران سريعا براى اينکه امنيتشان حفظ شود بايد مخفى شوند. به نظر من اين پروژه در طولانى مدت دختران را ايزوله و نا اميد ميکند. اينان قربانى هستند و قربانيان را نبايد زندانى کرد. اما در کنار اين بايد دولت برنامه ريزى ويژه اى براى تغيير اين موقعيت در خانواده هاى مرد سالار بوجود بياورد. اين وظيفه دولت و ارگانهاى دولتى است که در زندگى مردم با وضع قوانين بهتر تغييرات اساسى بوجود بياورند. بايد تلاش نمود که در پايه و اساس اين حرکت را آغاز نمود. مشکل اين است که دولت ها بدليل مماشات با گروههاى اسلامى و سنت گرا و دخيل کردن عملى آنها رسما وضعيت موجود را تثبيت مى کنند. بايد سوبسيد هاى دولتى به مدارس مذهبى و گروههاى ناسيوناليستى که در محل کار و زندگى اين دختران مداوما به تيليغ و سمپاشى مشغولند قطع گردد. دخالت مذهب در زندگى زنان در اروپا دارد به يک نرم تبديل ميشود. رژه کودکان محجبه در خيابانها به يک منظره رقت انگير تبديل شده است. دختر جوان از ورزش با همکلاسيهايشان منع ميشوند و در کلاسهاى بيولوژى شرکت نميکنند. بايد جلو اين دخالت را گرفت و اجازه نداد که با تئوريزه کردن نسبيت فرهنگى وضع از اين بدتر شود. حقوق انسان هيچ تبصره و پارگرافى شاملش نميشود. انسان بايد از قيد و بند هاى ملى و مذهبى رها شود و از دستاوردهاى بشر متمدن بهره مند شود. اين چيزى است که اگر چه حرفش زده ميشود ولى در عمل پياده نميشود. اين کاريست که بايد بشود و هنوز در اين مورد اقدامات جدى صورت نگرفته است.

آزادى زن: اشاره به مدارس مذهبى کرديد و حجاب کودکان. چه ربطى بين مدارس مذهبى و حجاب و پديده قتلهاى ناموسى وجود دارد؟ شما اغلب از طرف مدياى اروپا با اين سوال روبرو ميشويد که فاديمه سهيندال و يا پلا اينها حجاب نداشتند و دخترانى بودند که ظاهرا بسيار امروزى، چه جوابى شما در اين مورد داريد؟

پروين کابلى: اتفاقا اين سوال خوبى است. البته که همه چيز به هم ربط دارد. مگر ميشود در اروپا کارى کرد و تاثيرات آن را مثلا در ايران نديد. مگر ميشود نقشى را که بعد از روى کار آمدن جمهورى اسلامى و بدست گرفتن قدرت از طرف اسلام سياسى در بسيارى از کشورهاى خاورميانه منکر شد. هر ايدئولوژى که بويژه در قدرت سياسى قرار ميگيرد تلاش ميکند فرهنگ خاص خود را هم گسترش و بسط دهد. کافيست که نگاهى به وضعيت زنان در خاورميانه قبل از دهه ٧٠ و بعد از آن بيندازيم. بخوبى ميتوانيم بيبينم که چگونه جنبش برابرى طلبى و آزاديخواهى عقب نشينى هاى را با حمله اسلام سياسى متحمل شد. نگاه کنيد ببينيد که چگونه فرهنگ ناموس پرستى با قدرت گيرى مذهب ميدان بازترى يافت و دست درازى به حقوق زنان را چگونه با وضع قوانين بدتر کرد. البته که دخالت مذهب، رشد مدارس مذهبى، حجاب کودکان ربط مستقيم به بى حقوقى زنان دارد. در ايران قتل ناموسى قانون است. سنگسار قتل ناموسى است که دولت وظيفه اجرايش را دارد. ناموس پرستى را قانون کرده و از آن پاسدارى ميکنند. دخترانى و زنانى که در اروپا بدست همسران و يا اعضاى خانواده و بستگانشان کشته ميشوند عمدا ريشه در خاورميانه دارند. اينها را نميشود نا ديده گرفت. هيچ پديده اى به تنهايى قادر به زيست نيست. اگر اسلام از قدرت سياسى پائين آورده شود. اگر جلو دخالت مذهب در زندگى انسانها گرفته شود. درِ مدارس مذهبى از هر نوعش را تخته کرد، حجاب کودکان را ممنوع نمود و حقوق همه انسانها را جدا از خانواده و مذهب خانواده و رنگ پوست و محل تولدشان به رسميت شناخت. آنوقت جائى براى رشد و زيست فرهنگ مردسالار و ناموس پرستانه نمى ماند. پلا و فاديمه البته دخترانى بدون حجاب و امروزى و مدرن بودند و دقيقا به همين دليل مجازات شدند.

آزادى زن: بعنوان آخرين سوال، مقدارى از خود فستيوال امسال بگوئيد. کنفرانس چه تمى داشت و چه کسانى در آن شرکت کردند و استقبال از آن چگونه بود؟

پروين کابلى: فستيوال ١٤ ژانويه در محل خانه آيندگان افتتاح شد و فيلمى در مورد زندگى زنان در پاکستان نمايش داده شد. روز ١٥ و ١٦ در مرکز شهر ميزهاى اطلاعاتى داشتيم که مورد توجه رهگذاران مرکز شهر قرار گرفت. کنفرانس روز ٢٠ ژانويه بود و تم امسالمان اساسا موضوع حجاب در اروپا و روى ممنوعيت آن. کسانى که در پانل شرکت کردند عمدا ازاحزاب پارلمانى سوئد بودند. سخنرانان امسالمان آذر ماجدى رئيس سازمان آزادى زن که متاسفانه نتوانست شرکت کند و همينطور اسماعيل مولودى دبير فدراسيون پناهندگان ايران در سوئد، بام بيورلينگ سخنگوى فروم زنان در سوئد، سيمون لينداسن مسئول پروژه برابرى در استانداراى غرب سوئد، صابر ال هربى از فعالين اجتماعى عرب تبار ساکن سوئد بودند. همچنين تاترى از ندال سعداوى فعال عرصه زنان در مصر هم به نمايش در آمد. اين کنفرانس امسال با استقبال بسيار از طرف معلمان، دانشجويان، پژوهشگران مسائل زنان، پرستاران دبيرستانها و ادارات امور اجتماعى قرار گرفت. روز ٢١ ژانويه هم که روز قتل قاديمه سهيندال ميباشد، کنسرت و سخنرانى در مرکز شهر همراه با پيام احزاب مختلف و انداختن گل در رودخانه مرکزى شهر و روشن کردن شمع بياد همه انسانهايى که در راه مبارزه براى آزادى و برابرى جانشان را از دست داده اند، بود.

استقبال از اين فستيوال امسال هم مثل سال گذشته بسيار خوب بود. کنفرانس بيشتر از آنچه که فکر ميکرديم مورد استقبال قرار گرفت. مطبوعات و راديو و تلويزيون روزانه از آن گزارش پخش کردند و اين خود بسيار خوب بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 18:20  توسط پروین کابلی  |