مصاحبه با پروين کابلى در مورد تشکيل حزب زنان سوئد
باید جنبش زنان یکبار دیگر دوستانش را میان جنبش سوسیالیستی پیدا کند
آزادى زن، هفته گذشته يک حزب زنان در سوئد اعلام موجوديت کرد، ميخواستم نظر شما را در اين رابطه بدانم؟
پروين کابلى: بله، هفته گذشته " ) "Feministiskt initiativابتکار فمنيستى که مختصرا FI خوانده ميشود) در سوئد با يک کنفرانس مطبوعاتى پر سرو صدا در محل پارلمان سوئد، موجوديت خود را اعلام کرد. مفسرين سياسى، انتخاب پارلمان، بعنوان محل برگزارى کنفرانس مطبوعاتى اين گروه جديد به سردمدارى گودرون شيمن سخنگوى سابق حزب چپ را نشانه هدف قرار دادن فمنيست ها براى تصرف پارلمان و شرکت در انتخابات پائيز آينده سوئد دانستند.
اعلام تشکيل يک حزب فمنيستى از مدتها پيش، يعنى بعد از خروج گودرون شمين از حزب چپ قابل پيش بينى بود. اما اکنون که اين گروه فعاليت خود را رسما و علنا آغاز نموده و تمام آمارگيريها و نظر سنجى هاى هفته هاى اخير سخن از مارش بدون مانع اين گروه به درون مجلس در پائيز آينده خواهد بود، بايد تمام گرد و غبارهاى اين اعلام موجوديت پر سر و صدا را کنار زد و ديد که گروه شمين ميخواهد چکار کند و کدام مسائل اساسى را در سر لوحه پلاتفرم خود براى از بين بردن مردسالارى قرار داده است.
آزادى زن: آيا ابتکار فمنيستى(َFI) اعلام کرده است چه چيزى را ميخواهد تغيير دهد و چکار ميخواهد بکند؟ آيا پلاتفرم سايسى خود را منتشر کرده اند؟
پروين کابلى: ابتکار فمنيستى هنوز هيج پلاتفرم سياسى را ارائه نداده است. آنها تلاش دارند که نشان دهند گروهى هستند که ترکيبى از طيفهاى مختلف سياسى از حزب چپ تا حزب مردم و محقيقين مسائل زنان را در خود جاى داده اند. ميخواهند نشان دهند که قدرت در سوئد در دست مردان است و گفته اند که تصميم دارند در انتخابات دوره آينده شرکت کنند.
گوردن شيمن چهره اصلى اين گروه است. وى قبلا رهبر حزب چپ بوده و سالهاست در صندليهاى مجلس نشسته و ميداند چه ميخواهد و ديگران چه ميگويد. شيمن در شرايطى از حزب چپ رفت که جريان موسوم به سنتگراها که خود را چپ و سوسياليست ميدانست، در مقابل راست درون حزب که شمين يکى از آنها بود، خود را منسجم نمود. شيمن به مانند يک سياستمدار زيرک و با هدف ميدانست که جاى پاى محکمى در حزب چپ برايش باقى نمانده و قبل از برگزارى کنگره رسما از حزب کناره گيرى نمود، ولى صندلى نمايندگى خود را در پارلمان تا دور بعدى حفظ کرد.
ابتکار فمنيستى يک ابتکار فمنيستى است. اهداف فمنيستى اهداف و آمال مستقيم آن است. ميخواهد با مردان سفيد پوست صاحب منصب و موقعيت مبارزه کند. تعدادى صندلى در پارلمان وجود دارد که اين جريان هم سهم خود را از اين صندليها ميخواهد. ميداند که در انتخابات آينده اوضاع سياسى ناروشنى وجود دارد. ميداند که احزاب سياسى از حزب سوسيال دمکرات گرفته تا حزب محافظه کار و حزب سوسيال مسيحى در طول همين دوره از لحاظ پلاتفرم سياسى و حمله به سطح معيشت مردم آنچنان به هم نزديک شده اند که تشخيص آنها از همديگر براى راى دهندگان تقريبا غير ممکن شده است. ابتکار فمنيستى اين را ميداند و ميخواهد از اين اوضاع به نفع خود استفاده کند.
آزادى زن: اما سوال اين است که آيا منفعت اين گروه با منفعت زنان در سوئد يکى است و آيا اينان نمايندگان جنبش زنان هستند يانه؟
پروين کابلى: ابتکار فمينيستى يک گروه فشار فمينيستى به احزاب در پارلمان است. ميخواهد بيشتر از آنها زهر چشم بگيرد. نگاه به بالا دارد و هنوز در مورد پائينى ها که ظاهرا ميخواهد اوضاعشان را تغيير دهد چيزى نگفته است.
ابتکار فمنيستى در مورد زنان و چگونگى مبارزه عليه افزايش خشونت بر زنان، مادران تنها که جزء فقير ترين اقشار مردم در جامعه سوئد هستند، دستمزدهاى نابرابر، تقسيم هر چه بيشتر مشاغل به زنانه و مردانه، تجاوزهاى جنسى و بسيارى مسائل ديگر صحبتى نکرده است. به نظر من به طور واقعى تغيير در اين اوضاع به اين ربط دارد که طبقه کارگر و چپ جامعه در مقابل حمله سرمايه دارى به طبقات کم در آمد که زنان هم جزو آن هستند چگونه خود را سازمان ميدهد. در گذشته بخشى از جنبش زنان خود را به مبارزات طبقه کارگر و چپ جامعه ربط ميداد. در سالهاى اخير اين رابطه کمتر و کمتر شده است. يک دليل اصلى آن را بايد در نبود يک آلترناتيو راديکال و مترقى جستجو کنيم و در رهبران مبارزات کارگران و اتحاديه هاى آن. که البته اين يک بحث بسيار مفصل ترى را ميطلبد. اما يک دليل ديگر آن را بايد نفوذ افکار نئوليبراستى در جنبش زنان ديد. اگر تا ديروز رهبران جنبش زنان يک پايشان به جنبش سوسياليستى بند بود و اگر بسيارى از رفرم هاى دههاى ٥٠ و ٦٠ را بايد مديون اين مبارزات و اين دوران بود، امروز رهبران ليبراليسم نو در جنبش زنان تلاش ميکنند که هرگونه رابطه اى با ديگر طبقات محروم را مانع شوند. ابتکار فمنيستى(FI) چنين هدفى را دارد.
ابتکار فمينيستى نميخواهد در مورد گذشته جنبش فمينيستى صحبت کند. ميداند که بخشى از اين جنبش را بايد در جنبش سوسياليستى و مبارزات طبقه کارگر پيدا کند. خود را نماينده زنان در سوئد ميداند ولى طرفدارانش را به گفته رسانه ها بيشتر زنان طبقه متوسط بين ٣٠ تا ٥٠ ساله تشکيل ميدهند. در يک کلام ميتوان گفت که اينها هم يک گرايش راست در جنبش زنان هستند که ميخواهند در اوضاع موجود سهيم باشند.
آزادى زن: پيش بينى شما چيست؟ آيا فکر ميکنيد که اينها موفق خواهند شد و ميتوانند به مجلس راه يابند و بعنوان يک آلترنايتو خود را مطرح کنند؟
پروين کابلى: فعلا که همه نظر سنجى ها به نفع آنهاست. اگر امروز انتخابات بود حتما به پارلمان راه ميافتند. بايد منتظر بود و پلاتفرمشان را ديد که چه ميخواهند. بعيد ميدانم که بتوانند به يک حزب جدى براى تغيير در زندگى زنان تبديل شوند. ممکن است تعدادى از آنها در انتخابات آينده به مجلس راه يابند. اما چيزى که مهم است که بايد متوجه اين نکته بود که اين يک جريان مبارز و راديکال نيست که به ميدان آمده است و حضور احتماليش هم در پارلمان به معناى برحق بودن آن نيست. واقعيت اين است که همانطور که گفتم اينها دنبال سهم خود از قدرت سياسى حاکم هستند و بايد ديد که چقدر از اين سهم را خواهند گرفت. چيزى که مهم است اين است که فاصله ميان فقير و غنى، دارا و ندار هر روز در جامعه سوئد بيشتر ميشود. پلاتفرم مشترک نوشته نشده احزاب سياسى باز پس گرفتن دستاوردهاى دهه هاى قبل است. حمله به سطح معيشت و رفاه کارگران و زحمتکشان در چند سال گذشته شدت بيسابقه اى به خود گرفته است. داستان "رفاه براى همه"، در حال فراموش شدن است. اين شرايط نيروهاى جدى و راديکالى را ميطلبد که بتوانند اين اوضاع را تعريف کنند و راه برون رفت از آن را نشان دهند. ابتکار فمنيستى نه به اين جنبش راديکال تعلق دارد و نه در نزديکى آن است. ابتکار فمنيستى ظرف جمع آورى راى افراد ناراضى احزاب راست و چپ در لباس زنانه است. اما امر رهايى زنان همچنان بقوت خود باقى است.
آزادى زن: با وجود همه اين حرفها بعضيها مى گويند زنان سياستمداران دلرحم ترى هستند و ممکن است سرکار آمدن حزب زنان در سوئد بتواند تاثيرات مثبتى در سياستهاى اين کشور بگذارد. نظر شما چيست؟
پروين کابلى: بله اين هم يک استدال است. اگر معتقد باشيم که زنان به طبقات متعلق نيستند. چون زن هستند پس تصميمات بهترى ميگيرند. خمينى و هيتلر چون مرد بودند پس چنين تصميماتى گرفتند. ولى ظاهرا تمام مثال هاى تاريخى عکس اين مسئله را نشان ميدهد. در تمام اروپا در سالهاى اخير وزراى زن بيشتر شده است. اما همزمان خشونت عليه زنان، بيکارى و فقر آنها بيشتر شده است. مارگارت تاچر يک نمونه کلاسيک اين ادعا ميباشد. در همين سوئد وزير مهاجرت يک زن است. راست ترين تصميمات در مورد مهاجرين (که شامل زنان پناهجو هم ميشود) زير سايه ايشان به تصويب رسيده است. تاثير مثبت در سياستهاى دولت ها و بالا رفتن سطح معيشت مردم و بالاخص زنان ربط مستقيم به مبارزات مردم دارد. هر چه مبارزه راديکال تر باشد سطح زندگى مردم و دستاورد مبارزاتى آنها بالاتر ميرود. مدير عامل بودن زنان دليل پائين رفتن آمار بيکار در ميان زنان نخواهد بود. حمله به دستاوردها و سطح زندگى و رفاه مردم يک وجه آن بسته به مغشوش شدن صف دوستان و دشمنان مردم است. فمنيست ها دشمنان زنان را سرمايه دارى و حمله سرمايه دار به زندگى زنان نميدانند. يک تم اصلى مبارزه فمنيست ها زير عنوان خشونت مرد عليه زن پيش ميرود. هدف اين مبارزه مردان هستند. نه جامعه سرمايه دارى که نکبتش و خشونتش سراسر زندگى انسانها را گرفته است.
آزادى زن: شما هفته پيش مطلبى داشتيد در مورد اينکه جنبش فيمينيستى يک جنبش رنگ باخته در اروپا است، اينکه اکنون يک حزب فمينيستى تشکيل شده و دارد بقول خودتان به درون مجلس مارش مى کند، آيا خلاف ادعاى قبلى خودتان نيست؟
پروين کابلى: نه ابدا، برعکس من فکر ميکنم که اينها دارند در يک بازى سياسى احزاب براى جمع کردن راى در لباس زنانه شرکت ميکنند. اينها آخرين رمق هاى اين جنبش است. وقتى که وارد مجلس شد رسالتش تمام ميشود. چون در قدرت شريک شده است. دوران تغييرات يک قدمى تمام شده است. رفرميستها فشار خود را آورده اند. اکنون دوران پس گرفتن اين دستاوردها است. با حمله به مردان نميشود جلو حمله سرمايه را به سطح معيشت مردم و زنان گرفت. بايد به سرمايه و خشونت ناشى از آن حمله کرد. آنرا هدف قرار داد.
اين حزب، حزب فشار خواهد بود با زندگى واقعى زنان فقير و مادران تنها فرسنگها فاصله خواهد داشت. تغيير در اوضاع زنان فقط با تغيير در نظام اجتماعى ميسر ميباشد. بايد جنبش زنان يک بار ديگر دوستانش را در ميان جنبش سوسياليستى که براى تغيير اين اوضاع کمر همت بسته اند پيدا کند. بهتر شدن زندگى انسانها امر هم زنان و هم مردان است.
