تبليغاتX
پروین کابلی

پروین کابلی

دبیر اجرائی سازمان آزادی زن

سه تجربه موفقیت در یک هفته!

آزادی زن شماره 11

سه تجربه موفقیت در یک هفته!

جنبش برابری طلب زنان ایران در هفته گذشته شاهد سه موفقیت بزرگ بود.

کنفرانس سالانه دوسلدورف آلمان شاهد نمایش تصویری دیگر از زنان در ایران شد. آذر ماجدی رئیس سازمان آزادی زن در این کنفرانس گفت: امروز من نمی خواهم از سرکوب زنان در ایران صحبت کنم. من می خواهم از مقاومت در ایران سخن بگویم. آذر ماجدی تصویری نوین از جنبش زنان ارائه داد و گفت که ما از این جنبش حمایت می کنیم و خواهان حمایت بین الملی از آن شد. در همین کنفرانس قطعنامه ی ارائه داده شده از طرف مینا احدی در رابطه با لغو احکام سنگسار در سراسرجهان مورد تائید قرار گرفت.

موفقیت دیگر ما پخش برنامه اگسیستنس (Existens) از تلویزیون رسمی سراسری سوئد بود. این برنامه که با همکاری مهین علپیور از سازمان آزادی زن تهیه شده بود تصویری از انقلاب ایران و به قدرت رسیدن دیکتاتوری مذهبی و مقاومت در مقابل آن را نشان داد. در این برنامه که بیش از دو میلیون نفر آن را دیدند، تظاهرات دفاع از کبرا رحمانپور در گوتنبرگ به نمایش گذاشته شد.

خبر دیگر از ایتالیا بود. در ایالت توسکانی 30 نوامبر روز لغو مجازات اعدام و اعتراض به اعدام است. قرار است در این روز در تمام شهرها مراسم‌های مختلفی برگزار شود. امسال شورای این ایالت تصمیم گرفت که این روز را بنام کبرا رحمانپور نام گذاری کند. در نامه به نخست وزیر ایتالیا شورای توسکانی خواستار تمام تلاش نخست وزیر برای نجات جان کبرا گردیده است.

این سه تجربه و موفقیت در این هفته را باید در ادامه تلاشی 24 ساله بر علیه یک رژیم جنایتکار دانست. پیروزی این جنبش و جلب حمایت صدها انسان آزادیخواه در سراسر دنیا یک امر مهم است. سازمان آزادی زن برای این امر مهم باید خود را بیش از پیش سازمان دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 20:15  توسط پروین کابلی  | 

کبری باید فوری آزاد شود!

منتشر شده در آزادی زن شماره 9

سردبیر

کبری باید فوری آزاد شود!

هفته گذشته جنبش دفاع از حقوق انسان روزهای پر از تلاطم و بزرگی را از سر گذراند. صدها ملاقات، متینگ، مصاحبه‌های تلویزیونی و رادیوئی، جمع کردن امضا و گرفتن نامه‌های حمایتی از سازمانهای حقوق بشر، فعالین سیاسی و آزادیخواه نتیجه این کمپین برای نجات جان کبری رحمانپور و برعلیه احکام اعدام بود.

کمپین می‌خواهم زنده بمانم، کمپینی برای انسان است. همه‌ی این تلاش‌ها برای نجات جان انسان است. کبری رحمانپور را همه امروز می‌شناسند. کبری می‌تواند فرزند هرکدام ازما، خواهرمان و یا همسایه‌مان باشد.کبری می‌تواند همکلاسی دوران کودکی، همبازی کوچه‌های خاکی محلات فقیر نشین‌مان باشد. کبری چهره صدها زن و دختری است که زندگی مشترک را نه از سر عشق و انتخابی آزاد شروع می‌کنند. داستان کبری داستان زندگی زنان در ایران است. داستان دختران و کودکانی است که نه هرگز کودک بودند و نه دوران جوانی و بلوغ نرمالی را گذرانده اند. داستان دختران فقیر و رنج کشیده‌ای است که هرشب، حتی دیگر خوابهای زیبا نمی‌بینند. چرا که زیبائی را فراموش کرده اند.

کبری رحمانپور باید زنده بماند. نچات جان کبری و شهلا و نازنین و دهها نفر دیگر که درصف اعدامهای جمهوری اسلامی انتظار می‌کشند در گرو گسترش جنبش علیه اعدام است. باید برای سازماندهی و گسترش چنین جنبشی تلاش نمود. فعالین حقوق بشر در ایران باید لغو مجازات اعدام را به عنوان یکی از هدف‌های خود قرار دهند و تلاش نمایند این جنبش را به جنبشی عمومی و توده‌ای در میان مردم تبدیل کنند. لغو قانون مجازات اعدام یکی از راههای پیشروی جنبش آزادی انسان است.

کبری باید فوری آزاد شود. زیستن اولین حق طبیعی انسان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 20:13  توسط پروین کابلی  | 

بر گرفته از نشریه آزادی زن شماره 8

بر گرفته از نشریه آزادی زن شماره 8

یادداشت سردبیر!

روزهای اول و دوم سپتامبر 2006 سازمان آزادی زن(ساز) سومین کنفرانس سالانه خود را در گوتنبرگ سوئد برگزار نمود. هدف اصلی این کنفرانس مروری بریک سال فعالیت و تلاش فعالین سازدر مبارزه برای افشای آپارتاید جنسی و سازماندهی فعالین این عرصه در ایران و جهان بود. در این دو روز علاوه بر برگزاری یک کنفرانس علنی که در آن سخنرانان مختلف از زوایای مختلف موقعیت فرودست زنان در ایران را بررسی نمودند، شورای ساز هم نشست خود را برگزار نمود. در این نشست زوایای مختلف فعالیت های ساز در سالی که گذشت بررسی گردید و نقاط قدرت و ضعف کار خود را به نقد و بررسی قرار داد.

کنفرانس ضمن تاکید بر اهمیت و گسترش فعالیتهای ساز در عرصه بین‌الملی بار دیگر بر هدف اصلی خود یعنی سازماندهی زنان در ایران و تبدیل ساز به سخنگوی جنبش برابری طلب تاکید ویژه‌ای نمود. سازمان آزادی زن باید به سخنگوی جنبش برابری طلب و علیه آپارتاید جنسی مبدل گردد. در این راه سازمان دادن فعالین و رهبران عملی جنبش زنان در ایران اصلی‌ترین راههای دستیابی به این هدف است. جنبش زنان امروز رسما و عملا به یکی از مهم‌ترین ارکان مبارزه برای آزادی و برابری تبدیل گردیده است. این خود امکانات و ویزگیهای بسیاری را برای این فعالیت در این عرصه فراهم می‌آورد. اما وجود گرایشات گوناگون در جنبش عمومی دفاع از حقوق زنان می‌تواند پویائی و رادیکالیسم این جنبش را به بیراهه بکشاند. نشست شورای مرکزی ضمن بررسی این گرایشات بر اهمیت نقد همه جانبه آنها تاکید نمود.

آذر ماجدی رئیس ساز با در نظر گرفتن تمام این جنبه‌ها پلاتفرم خود را به نشست شورای مرکزی ارائه داد. تصویب پلاتفرم به اتفاق آرا نشان از سازماندهی برای یک دوره جدید است. برای این دور جدید، سازمان آزادی زن برای مبارزه برعلیه آپارتاید جنسی، برای مبارزه برای حقوق برابر در ایران و برای تصرف قلعه‌های بیشری در صحنه بین‌الملی به نیروهای تازه نفس و جوانی احتیاج دارد که مبارزه برای امر آزادی زن در ایران را امر خود می‌دانند. سازمان آزادی زن باید بوسیله این جوانان، زنان و مردان آزادیخواه به تصرف در آید. دوستان خوش آمدید!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 20:11  توسط پروین کابلی  | 

تنفروشی در ایران : با قوانین متحجر 1400 پیش جامعه انسانی امروز را نمی توان سازمان داد !

تنفروشی در ایران : با قوانین متحجر 1400 پیش جامعه انسانی امروز را نمی توان سازمان داد !
20-Jul-2006
مصاحبه با پروین کابلی دبیر اجرائی سازمان آزادی زن و عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری ایران
     
محمدرضا پویا: با تشکر از شما که مصاحبه با نشریه سکولار را پذیرفتید

می خواستم در مورد تن فروشی که یکی از معضلات بزرگ جامعه ایران است با شما گفتگو کنیم. برای توضیح پدیده تن فروشی در ایران معمولا استدلال می شود که فقر اقتصادی علت اصلی مسله است . بطریق اولی نقطه عزیمت راه حل این معضل هم بشدت اقتصادی است. قطعا نبودن رفاه و محروم بودن مردم از مایحتاج اولیه زندگی؛ در شکلگیری و گسترش تن فروشی نقش بزرگی بازی می کند ولی تاکید یکجانبه بر جنبه اقتصادی ؛ تصویر کاملی به ما نمی دهد. اولین اشکالی که می شود به این تحلیل گرفت این است که مثلا در پاکستان ؛ ترکیه بنگلادش هم فقر اقتصادی بطور وسیع وجود دارد و یا در عراق و افغانستان وضعیت از این هم بدتر است ولی چرا ما در این کشورها با تن فروشی به وسعتی که در ایران وجو د دارد؛ روبرو نیستیم؟ پروین کابلی؛ شما مسله را چگونه توضیح می دهید؟ کدام دلایل سیاسی و اجتماعی در این امر دخیل هستند؟

پروین کابلی : قبل از هر چیزی باید بگویم که چه آمار و ارقامی وجود دارد که نشان میدهد تن فروشی در مثلا عراق و یا پاکستان یک معضل اجتماعی نیست؟ اتفاقا طبق خبرهائی که از طرف سازمانهای زنان منتشر میگردد تن فروشی یکی از معضلات جدی این کشورهایی که شما نام برده اید؛ هست. شاید بهتر است بگویم که چرا به این وسعت در مورد آن صبحت نمیشود. دراین رابطه باید چواب را در موقعیت سیاسی کشوری و جنبش ها مختلف و نقطه عزیمت این چنبش ها دید.

من با نقطه حرکت شما موافقم که فقر یکی از دلائل اصلی تن فروشی میباشد . اما بلافاصله این سوال هم میتواند مطرح شود که چرا مردانی که دچار فقر اقتصادی میشوند در این مقیاس به تن فروشی روی نمی آورند. در این رابطه باید بگویم که موقعیت اجتماعی زنان بعنوان شهروندان ضعیف تر و بی حقوق تر است و امکانات ناچیز آنان جهت دستیابی به کار ؛ شرایط مساعدتری را برای تن فروشی زنان ایجاد میکند.

اما اینکه چرا در ایران با این وسعت و گستردگی تن فروشی وجود دارد را باید در شرایط و موقعیت ویژه ای که در جامعه ایران هست بررسی کرد. جدا از معضل اقتصادی که در اول به آن اشاره کردم فاکتورهای دیگری مثل تغییر توزان قوا در خانواده و انتقال سرپرستی خانواده و تامین معاش خانواده و اعضای آن به زنان در ایران؛ پروسه ای است که ازمدتها پیش حتی قبل از بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی شروع شده بود. این واقعیت که زنان میتوانند نان آور خانواده باشند مدتها بود که در جریان بود و در سالهای اخیر گسترش بیشتری پیدا کرده است. اما وجود جمهوری اسلامی و بقدرت رسیدن آن یعنی تحمیل بی حقوقی به زنان . وقتی جمهوری اسلامی آمد خیل عظیمی از زنان از محلهای کار رانده شدند و به خانه ها بر گشتند. قرار بود طیق قوانین اسلامی مردان زنان را تامین کنند و نان آور خانواده باشند. اما این طرح ارتجاعی جمهوری اسلامی با واقعیت جامعه امروز ایران همخوانی نداشت و ندارد در نتیجه عملا در بسیاری از خانواده وقتی مردان نبودند و یا نتوانستند تامین معیشت خانواده را بعهده بگیرند زنان به بازار روی آوردند.از آنجا که در بازار کار تبعض علیه زنان وجود دارد و یا کار دادن به زنان در بسیاری از مشاغل ممنوع است و یا کارهائی مانند معلمی و پرستاری که معمولا شغل های زنانه است اشباع بود در نتیجه برای نجات کودکان و افراد خانواده تن فروشی راه فرار بسیاری از زنان از گرسنگی شد.

گروه دیگری از تن فروشان را دختران کم سن و سال فراری تشکیل میدهد . اینها کسانی هستند که از دست خانواده هایشان فرار کرده اند ویا مثلا از ازدواج های اجباری فرار میکنند و به خیابانها کشیده میشوند و در دست باند های قاچاق اسیر میشوند. عامل فشار یکی از علل اصلی پرتاب کردن این طیف به تن فروشی میباشد. این فشار را قوانین جمهوری اسلامی برعلیه زنان با عث شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 20:44  توسط پروین کابلی  |