دبیر اجرائی سازمان آزادی زن
آذر ماجدی: من به مقولهای تحت عنوان جنبش زنان قائل نیستم. این عنوان نه دقیق است و نه درست. سنتا جنبش دفاع از حقوق زن، جنبش زنان نامیده میشود. ولی این عبارت دارای دو اشکال اساسی است. اولا گرایشهای متفاوت را نادیده میگیرد، ثانیا بنظر میرسد که عناصر تشکیل دهنده آن صرفا زن هستند. لذا بعضا حتی جنبشهای ارتجاعی که شامل دفاع از حقوق زن نمیشود را نیز در برمیگیرد، چون یا زنان عناصر تشکیل دهنده آن هستند و یا ظاهرا قرار است تغییری در مورد وضعیت زنان را شامل شود. مثالی بزنم، تلاش برای به رسمیت شناختن زنان به عنوان کشیش یا اسقف در کلیسای مسیحیت، پروتستانیسم یا کلیسای انگلستان را جنبش زنان مینامند. بنظر من این مطالبه ربطی به دفاع از حقوق زن ندارد و کاملا در تناقض با جنبش آزادی زن قرار دارد. ولی کلیه چنین فعالیتهایی در چهارچوب فمینیسم جا میگیرد. فمینیسم هم دارای گرایشات متفاوت است. از راستترین گرایشاتی که ضد مرد هستند و خواهان جدایی کامل میان زنان و مردان اند تا گرایشهای چپ سوسیال فمینیستی. من مشکلی ندارم که این جنبش را فمینیسم بنامم. ولی فمینیسم را هم نمیتوان بدون توصیف و توضیح استفاده کرد.
به سوال شما برگردم. همانطور که در سوال پیش توضیح دادم بعلت شرایط اختناق وسیع، عمده چهرههای سرشناس و سخنگویان اصلی جنبش دفاع از حقوق زن به گرایش ملی– اسلامی متعلق اند. به این معنا این گرایش نقش مهمی دارد. ولی پایه اصلی جنبش به این گرایش تعلق ندارد. اگر جنبش دفاع از حقوق زن عملا جلو میرود و مبارزه اش را ادامه میدهد، بخاطر گستردگی و عمق جنبش آزادی زن در بطن جامعه است. گرایشات متفاوت درون جنبش دفاع از حقوق زن در جامعه هنوز از هم تفکیک نشده اند و تعین سازمانی نیافته اند. در ظاهر ما با یک جنبش وسیع بی شکل و سازمان روبرو هستیم که عمدتا رهبری گرایش ملی– اسلامی بر آن اعمال میشود. مبارزات و بروزات اعتراضی وسیع و اجتماعی در دفاع از حقوق زن عمدتا تحت رهبری این گرایش به پیش میرود. ولی کمی که در این جنبش عمیق میشویم متوجه تفاوتها و تمایزات میشویم. بخش وسیعی از فعالین این جنبش و چهرههای جوانتر آن به گرایش رادیکال تعلق دارند و با اسلام و مذهب سر آشتی ندارند. به این معنا گرایش ملی– اسلامی نقش تعیین کنندهای ندارد. بنا براین بسته به این که از چه زاویه و عمقی این جنبش را مورد تحلیل قرار میدهیم گرایش ملی– اسلامی یا گرایش رادیکال برجسته میشود.
بنظر من نقش ما در تعین دادن به گرایشات مختلف و تفکیک آنها بسیار اساسی است. گرایش ملی– اسلامی از آزادی عمل بسیار بیشتری برخوردار است و به اسم کل زنان حرف میزند. جنبش ما در شرایط اختناق امکان عرض اندام علنی بسیار کمتری دارد. باید اصول و سبک کار فعالیت در این شرایط را تعریف کرد، و امکان عرض اندام فعالین رادیکال را فراهم آورد. سازمان آزادی زن باید رهبری خود را بر این گرایش تامین کند و مانند چتری کلیه فعالین رادیکال را گرد خود جمع کند. اگر ما موفق نشویم هژمونی گرایش رادیکال را بر این جنبش تامین کنیم، گرایش ملی– اسلامی میتواند جنبش آزادی زن را عملا سقط و افق و مطالبات آن را محدود کند.
مساله دادن افق به گرایش رادیکال و تامین چتر سازمانی برای آن یکی از وظایف اصلی و مهم ماست. ما باید بتوانیم به سخنگوی این جنبش بدل شویم. مساله رهبری و افق دو مساله کلیدی است
|
پروین کابلی: شما در کنفرانس بین المللی زنان در دوسلدورف از یک نگاه جدید به جنبش زنان در ایران صحبت میکنید. شما از جنبش مقاومت و مقاومت زنان در ایران صحبت میکنید. چرا؟
آذر ماجدی: من از این صحبت کردم که معمولا وقتی درباره وضعیت زنان در کشور ایران یا کشورهایی با موقعیت نسبتا مشابه صحبت میشود، از ستمکشی زنان و بیحقوقی آنها گفته میشود. من در این کنفرانس تلاش کردم که درباره مقاومت وسیعی که در ایران در مقابل این ستم و بیحقوقی وجود دارد صحبت کنم. تلاش من این بود که در این کنفرانس بینالمللی نشان دهم که در ایران ما فقط شاهد ستم و سرکوب و بیحقوقی نیستیم، یک جنبش وسیع علیه نظم موجود، قوانین و ارزشهای حاکم وجود دارد که نیازمند حمایت و همبستگی وسیع بینالمللی است. شاید استفاده از لفظ مقاومت جدید است. چون معمولا این جنبش را جنبش آزادی زن، دفاع از حقوق زن و یا صرفا جنبش زنان مینامند. به نظر من استفاده از لفظ مقاومت بسیار مناسب است. چرا که ماهیت و خصلت جنبش آزادی زن در ایران را بخوبی بیان میکند. در ایران مقاومت خصلت برجسته این جنبش است. تحت یک نظام شدیدا مردسالار و زن ستیز که سرکوب و اختناق، محدودیت بسیاری را بر جامعه تحمیل میکند، زنان در مقابل تمام تحمیلات و محدودیتها مقاومت میکنند. اگر جنبش آزادی زن در ایران را با جنبش آزادی زن در دهه 60 و 70 میلادی در غرب مقایسه کنید، متوجه این ویژگی میشوید. جنبش آزادی زن در ایران پس از شکست فاز اولیه برای دورهای در شکل مقاومتهای فردی ادامه پیدا کرد و سپس وارد دورهای جدید شد. نسل جوان در ایران نقش کاملا برجستهای در این جنبش مقاومت ایفاء میکند. استقامت و مقاومتی که از خود نشان میدهد ویژگی خاصی به این جنبش میدهد. اکنون یک دهه است که این جنبش روز به روز قویتر و وسیعتر میشود. این سخنرانی با استقبال وسیعی روبرو شد. این نگرش برای حضار بسیار جالب بود. تعدادی به من گفتند که بهیچوجه اطلاع نداشتند که چنین جنبشی در ایران وجود دارد. سازماندهندگان کنفرانس اجازه خواستند تا از این سخنرانی و اسلاید شویی که نشان دادیم، که توسط شهلا نوری تهیه شده بود، در کنفرانسی که در هندوستان برگزار میشد، استفاده کنند. صدها نفر طومار سازمان آزادی زن را امضاء کردند.
آذر ماجدی: کمپین یک میلیون امضاء بخشی از جنبش دفاع از حقوق زن است. تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز همواره یکی از وجوه این جنبش بوده است. قبل از هرچیز باید اشاره کنم که این جنبش مقاومت وسیع و یا جنبش دفاع از حقوق زن در ایران، همچون هر جنبش اجتماعی دیگر دارای گرایشات مختلف است. جنبش دفاع از حقوق زن یک جنبش وسیع و تودهای است. و روشن است که گرایشات سیاسی – اجتماعی مختلف در آن عرض اندام میکنند. اگر بخواهیم دو گرایش اصلی را در این جنبش تمیز دهیم، یکی به اصطلاح گرایش اصلاح طلب است و دیگری گرایش رادیکال و ماکزیمالیست. گرایش اول به ویژه در داخل کشور برجسته است. نمایندگان و فعالین اصلی این گرایش به نظر من به جنبش ملی – اسلامی متعلق اند. تمایزات و سایه روشنهایی که در این جنبش بطور کلی موجود است در عرصه دفاع از حقوق زن نیز نمودار میشود. از جریان نهضت آزادی تا بخش وسیعی از جریانات چپ در این جنبش جای میگیرند. فعالین همین جریانات در عرصه زنان این گرایش را در جنبش دفاع از حقوق زن نمایندگی میکنند. گرایش رادیکال و ماکزیمالیست در داخل کشور هنوز نمایندگان و رهبری علنی ندارد. این یکی از واقعیتهای شرایط اختناق و سرکوب است. در شرایط اختناق کار علنی علیه رژیم مخاطرات بسیاری در پی دارد. تلفیق کار مخفی و علنی بسیار پیچیده است. لذا در چنین شرایطی رهبری اوضاع بیشتر دست جریانات ملایم تر و به اصطلاح قانون گرا میافتد. فعالین رادیکال معمولا بیشتر در پشت صحنه و به صورت مخفی کار میکنند. ولی ما این گرایش را کاملا در میان جوانان و در استقامت و مقاومتی که در مقابل رژیم از خود نشان میدهند مشاهده میکنیم. باید راهی یافت تا این گرایش بتواند بدون به خطر افتادن بروز علنی بیابد. اکنون این گرایش بطور بسیار روشنی توسط سازمان آزادی زن نمایندگی میشود. سازمان آزادی زن در این میان نقش بسیار مهم و خطیری دارد. از سوال دور شدم. بنظر من این کمپین ابتکار جالبی است و امکان تودهای شدن دارد. سازمان آزادی زن با بیان انتقادات خود از این کمپین حمایت کرد. سخنگویان این کمپین بیشتر از گرایش ملی – اسلامی هستند ولی این جنبش فقط به آنها محدود نمیشود. بطور گستردهای در کشور دارد نفوذ میکند. عناصر رادیکال در این جنبش فعال هستند. کسانی که عملا به جنبش ما متعلق اند. ما باید این گرایش را درون این جنبش تقویت کنیم. |