مصاحبه پروین کابلی با آذر ماجدی
|
پروین کابلی: شما در کنفرانس بین المللی زنان در دوسلدورف از یک نگاه جدید به جنبش زنان در ایران صحبت میکنید. شما از جنبش مقاومت و مقاومت زنان در ایران صحبت میکنید. چرا؟
آذر ماجدی: من از این صحبت کردم که معمولا وقتی درباره وضعیت زنان در کشور ایران یا کشورهایی با موقعیت نسبتا مشابه صحبت میشود، از ستمکشی زنان و بیحقوقی آنها گفته میشود. من در این کنفرانس تلاش کردم که درباره مقاومت وسیعی که در ایران در مقابل این ستم و بیحقوقی وجود دارد صحبت کنم. تلاش من این بود که در این کنفرانس بینالمللی نشان دهم که در ایران ما فقط شاهد ستم و سرکوب و بیحقوقی نیستیم، یک جنبش وسیع علیه نظم موجود، قوانین و ارزشهای حاکم وجود دارد که نیازمند حمایت و همبستگی وسیع بینالمللی است. شاید استفاده از لفظ مقاومت جدید است. چون معمولا این جنبش را جنبش آزادی زن، دفاع از حقوق زن و یا صرفا جنبش زنان مینامند. به نظر من استفاده از لفظ مقاومت بسیار مناسب است. چرا که ماهیت و خصلت جنبش آزادی زن در ایران را بخوبی بیان میکند. در ایران مقاومت خصلت برجسته این جنبش است. تحت یک نظام شدیدا مردسالار و زن ستیز که سرکوب و اختناق، محدودیت بسیاری را بر جامعه تحمیل میکند، زنان در مقابل تمام تحمیلات و محدودیتها مقاومت میکنند. اگر جنبش آزادی زن در ایران را با جنبش آزادی زن در دهه 60 و 70 میلادی در غرب مقایسه کنید، متوجه این ویژگی میشوید. جنبش آزادی زن در ایران پس از شکست فاز اولیه برای دورهای در شکل مقاومتهای فردی ادامه پیدا کرد و سپس وارد دورهای جدید شد. نسل جوان در ایران نقش کاملا برجستهای در این جنبش مقاومت ایفاء میکند. استقامت و مقاومتی که از خود نشان میدهد ویژگی خاصی به این جنبش میدهد. اکنون یک دهه است که این جنبش روز به روز قویتر و وسیعتر میشود. این سخنرانی با استقبال وسیعی روبرو شد. این نگرش برای حضار بسیار جالب بود. تعدادی به من گفتند که بهیچوجه اطلاع نداشتند که چنین جنبشی در ایران وجود دارد. سازماندهندگان کنفرانس اجازه خواستند تا از این سخنرانی و اسلاید شویی که نشان دادیم، که توسط شهلا نوری تهیه شده بود، در کنفرانسی که در هندوستان برگزار میشد، استفاده کنند. صدها نفر طومار سازمان آزادی زن را امضاء کردند.
آذر ماجدی: کمپین یک میلیون امضاء بخشی از جنبش دفاع از حقوق زن است. تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز همواره یکی از وجوه این جنبش بوده است. قبل از هرچیز باید اشاره کنم که این جنبش مقاومت وسیع و یا جنبش دفاع از حقوق زن در ایران، همچون هر جنبش اجتماعی دیگر دارای گرایشات مختلف است. جنبش دفاع از حقوق زن یک جنبش وسیع و تودهای است. و روشن است که گرایشات سیاسی – اجتماعی مختلف در آن عرض اندام میکنند. اگر بخواهیم دو گرایش اصلی را در این جنبش تمیز دهیم، یکی به اصطلاح گرایش اصلاح طلب است و دیگری گرایش رادیکال و ماکزیمالیست. گرایش اول به ویژه در داخل کشور برجسته است. نمایندگان و فعالین اصلی این گرایش به نظر من به جنبش ملی – اسلامی متعلق اند. تمایزات و سایه روشنهایی که در این جنبش بطور کلی موجود است در عرصه دفاع از حقوق زن نیز نمودار میشود. از جریان نهضت آزادی تا بخش وسیعی از جریانات چپ در این جنبش جای میگیرند. فعالین همین جریانات در عرصه زنان این گرایش را در جنبش دفاع از حقوق زن نمایندگی میکنند. گرایش رادیکال و ماکزیمالیست در داخل کشور هنوز نمایندگان و رهبری علنی ندارد. این یکی از واقعیتهای شرایط اختناق و سرکوب است. در شرایط اختناق کار علنی علیه رژیم مخاطرات بسیاری در پی دارد. تلفیق کار مخفی و علنی بسیار پیچیده است. لذا در چنین شرایطی رهبری اوضاع بیشتر دست جریانات ملایم تر و به اصطلاح قانون گرا میافتد. فعالین رادیکال معمولا بیشتر در پشت صحنه و به صورت مخفی کار میکنند. ولی ما این گرایش را کاملا در میان جوانان و در استقامت و مقاومتی که در مقابل رژیم از خود نشان میدهند مشاهده میکنیم. باید راهی یافت تا این گرایش بتواند بدون به خطر افتادن بروز علنی بیابد. اکنون این گرایش بطور بسیار روشنی توسط سازمان آزادی زن نمایندگی میشود. سازمان آزادی زن در این میان نقش بسیار مهم و خطیری دارد. از سوال دور شدم. بنظر من این کمپین ابتکار جالبی است و امکان تودهای شدن دارد. سازمان آزادی زن با بیان انتقادات خود از این کمپین حمایت کرد. سخنگویان این کمپین بیشتر از گرایش ملی – اسلامی هستند ولی این جنبش فقط به آنها محدود نمیشود. بطور گستردهای در کشور دارد نفوذ میکند. عناصر رادیکال در این جنبش فعال هستند. کسانی که عملا به جنبش ما متعلق اند. ما باید این گرایش را درون این جنبش تقویت کنیم. |
